فقه حکومتی

فقه حکومتی

بررسی کلامی- فقهی «حق حیات» و اثرگذاری آن در «قواعد جنگ»

نویسنده
پژوهشگر حوزۀ فقه نظام/ فارغ التحصیل سطح 4 حوزۀ علمیه قم
چکیده
حق حیات به عنوان بنیادی‌ترین حق بشری، در اندیشۀ اسلامی ریشه‌های عمیق کلامی و فقهی دارد. این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، نسبت میان ولایت تکوینی و تشریعی الهی بر حیات و بازتاب آن در قواعد فقهی نبرد ـ به‌ویژه حکم منع دسترسی به آب ـ را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که فقه نظامی اسلام، بر پایۀ براهین عقلی و نقلی در انحصار صفاتی چون ولایت، احیاء و اماته در ذات الهی و با استناد به سیرۀ نبوی و علوی، به‌طور کلی منع استفاده از نیازهای حیاتی انسان، از جمله آب به عنوان ابزار جنگی را در وضعیت عادی لازم می‌داند. با این حال، مطابق دکترین «ضرورت نظامی» برای دفع تجاوز و تحقق عدالت در دفاع از اسلام، مسلمانان و صیانت از جان، مال و شرف آنان، هرگاه توقف تجاوز دشمن منوط به قطع شریان‌های حیاتی او باشد، این اقدام با رعایت دو قاعدۀ «الأسهل فالأسهل» و «عدالت» ضروری می‌شود. این حکم در این شرایط «اولی» بوده و در زمرۀ قواعد مقابله با دشمن برای تحقق غلبه بر او قرار می‌گیرد. به بیان دیگر، حرمت اولیۀ تعرض به شریان‌های حیاتی بشر ناظر به وضعیت غیرجنگی است؛ چنان‌که در شرایط غیرجنگی، اگر پزشک ـ به دستور ولیّ امر ـ برای نجات جان یک فرمانده کلیدیِ واجد نقش تعیین‌کننده در حفظ کیان اسلام، ناگزیر به سلب حیات فردی با مرگ مغزی قطعی جهت پیوند عضو باشد، حکمِ وجوبِ سلب حیات، حکمی «ثانوی» تلقی می‌شود. این در حالی است که در شرایط جنگی، غلبه بر دشمن و رفع فتنه، مبنای حکمِ اولیه است و استفاده از ابزارهای متناسب با عدالت و قاعدۀ «الأسهل فالأسهل» ـ از جمله ممنوع‌ساختن دسترسی دشمن به آب ـ جایز و در مواردی واجب خواهد بود.
به لحاظ حقوقی، تطبیق این مبانی با حقوق بشردوستانه بین‌المللی و قوانین داخلی نشان می‌دهد که اصول فقهی اسلام با کنوانسیون‌های نوین در منع آسیب‌رسانی به تأسیسات حیاتی غیرنظامیان، همگرایی قابل توجهی دارد.
کلیدواژه‌ها