چگونگی مهار قدرت یکی از دغدغههای کهن ادیان و مکاتب است. ادیان ابراهیمی، به ویژه اسلام با توجه به واقعیت وجود آدمی که در صورت احساس استغنا طغیان میکند، بر اهرم درونی مانند عصمت، عدالت، تقوا و خویشتنداری تأکید کردهاند؛ در عین حال که از اهرمهای بیرونی مانند: نظارت همگانی در قالب آموزه امر به معروف و نهی از منکر، پند و نصیحت پیشوایان هم برای کنترل صاحبان قدرت و نفوذ اجتماعی استفاده کردهاند. بشر در اثر تجربه طولانی در عرصه حکمرانی به این نتیجه رسیده که اهرمهای درونی برای مهار قدرت و طغیان قدرتمندان ناکافی بوده است. از این رو، به دنبال راهکارهای متنوع نظارت بیرونی و جایگزین کرده «حکمرانی نهادی» به جای «حکمرانی فردی» رفته است. برخی از متفکران امامیه با عنایت بر این واقعیت که دوران حکومت آرمانی شیعیان در تاریخ اسلام بسیار کوتاه و مستعجل بوده، و در حال حاضر دست بشر از دامان انسانهای معصوم کوتاه است، در اندیشه یافتن راهکارهایی برای مهار قدرت بودهاند. آنان ضمن بهرهگیری از تجارب بشر، به تأمل دوباره در منابع اصیل اسلامی پرداختهاند. علامه نائینی از جمله این متفکران است. این مقاله عهدهدار تبیین دیدگاه ایشان در این موضوع است. فرضیه مقاله باور نائینی به جایگزینی «نهادهای نظارتی جمعی و بیرونی بر قدرت» به جای «نهادهای نظارتی فردی و درونی» یا به عبارتی جایگزینی «عدالت نهادی» به جای «عدالت فردی» با همان کارکرد، در عصر غیبت امام معصوم است.