1
سطح 4 فقه و اصول و دکتری فلسفه حقوق. استاد یار دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری
2
دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
چکیده
پوشش و پوشیدگی همواره استوار بر عوامل فطری، مادی، عقلی و دینی در حیات بشر جریان داشته است و افراد انسانی در خور فرهنگ و عرف خود و بهمنظور تأمین اهدافی، پیوسته دارای پوشش بودهاند. دین اسلام نیز نه برای اصل پوشش بلکه برای حدود آن ضوابط خاصی تعیین کرده است. ماده 638 قانون مجازات اسلامی برآمده از فقه امامیه و مبتنی بر اولویت هنجارِ شرع در نظام حقوقی جمهوری اسلامی، به جرمانگاری و تعیین مجازات برای ارتکاب فعل حرام بهصورت عام و کشف حجاب زنان بهصورت خاص اقدام نموده است. حجاب در این ماده صرفاً به جنبه ایجابی پوشش بانوان اشاره دارد و پوششهای سلبی اسلام یعنی پوشش«محرک جنسی»، «مروج فرهنگ بیگانگان»، «جنس مخالف»، «شهرت»، «طلا و ابریشم برای مردان»، «زینتهای آشکار و نپوشاندن آرایشها»، «تهیه شده از چرمِ غیر مذکی»، «ناقص»، «حرامِ به حکمِ ثانوی» و نیز «پوششِ ملازم با گناه» عمدتاً از نظر دور میماند. پژوهش پیشرو با بهره گیری از مطالعات کتابخانهای و اتخاذ رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، به این نتیجه رسیده است که اگر بخشهایی از پوشش سلبی اسلام خارج از مدار الزام قانونی قابل تصور است، میتوان بخشهایی از پوشش ایجابی اسلام را نیز خارج از مدار الزام قانونی و جرمانگاری فهم نمود و این داده را در عرصه تقنین و اجرا، اعتبار بخشید