دانشیار گروه حقوق خصوصی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
چکیده
تنافی بین حقوق زوجین، اولاد و اشخاص ثالث از چالشهایی محسوب میشود که در ساحت خانواده، پیشینه ایطولانی دارد و بهدلیل اهمیت موضوع و شیوع گستره موارد شایسته بررسی است (ضرورت پژوهش) پرسش اصلی این است که در صورت پیدایش تنافی در قلمرو حقوق افرادی که درخانواده ارتباط دارند، شاخصهای مبتنی بر مصلحت، چه راهکاری برای برون رفت از تزاحم فراروی ما قرار میدهد( مسئله پژوهش) در پرتو روش تحلیلی-اسنادی (روش پژوهش) معلوم شد، اولاً، بر اساس نظریه مشهور، احکام، بهصورت نفس الامری بر مصالح و مفاسد مبتنی است؛ ثانیاً، با حصول شرایطی از جمله، اطلاق دو حکم، هماهنگی دو حکم در الزام یا عدم الزام، مستقل بودن دو حکم، نفسی بودن دو حکم، اتفاقی بودن تنافی بین دو حکم، ناتوانی مکلّف از جمع بین دو تکلیف، وحدت مکلّف، امکان تحقق تزاحم وجود دارد؛ ثالثاً، در تقدماقسام مصالح، سنجههای متعددی قابل استفادهاست. مصلحت شخصی و نوعی و تقدم مصالح نوعی، موقعیت مصلحت در حقوق و تکالیف و تقدم مصالح بنیادیتر، معیار ناهم ترازی برخورداران از مصلحت و تقدم مصلحت افراد با موقعیت ضعیف (آسیبپذیر)،معیار میزان تنش ناشی از اجرای حق یا تکلیف و تقدم تنش کمتر، جانشینپذیری یا جانشین ناپذیر حقوق متزاحم و تقدم حقوق جانشینناپذیر، درجه الزام جلب مصلحت یا دفع مفسده و تقدم مصالح لازم التحصیل و مفاسد لازم الترک، اولویت مصلحت جان بر دیگر مصالح،مصلحت مهم و مصلحت اهم و تقدم (استثناناپذیر) مصلحت اهم، از جمله شاخصهایی است که در برون رفت از تنافی به کار میآید. (دستاوردهای پژوهش).