فقه حکومتی

فقه حکومتی

«خطابات شفاهیّه» و اصول فرانسلی قوانین اساسی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استاد گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
چکیده
قوانین اساسی به عنوان عالی ترین سند حقوقی، مشتمل بر در دو بخش ثابت (غیرقابل بازنگری) واصول متغیر هستند. اصول ثابت اصولی پایدار و دایمی بوده که قابل تجدید نظر و بازنگری نیستند، اما اصول متغیر بر حسب مقتضیات زمان و تغییر اوضاع و احوال، قابل بازنگری و قابل تجدیدنظر می‌باشند. در اصل 177 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، فرایند و نحوه بازنگری در اصول قانون اساسی و همچنین محتوای اصول ثابت و تغییرناپذیر آن، بیان شده است. یکی از مهمترین چالش ها در حقوق اساسی، یافتن مبنای نظری و عقلانی ثِبات اصول ثابت و فرانسلی قانون اساسی و حجیّت آن برای نسل‌های بعدی و تبیین منطق حاکم بر غیرقابل بازنگری بودن آنها می باشد که پژوهش حاضر با ضرورت تبیین مسأله مذکور سامان یافته است .در این راستا پرسش اصلی نوشتار، آن است که اصول ثابت قانون اساسی چگونه با نظریۀ «خطابات شفاهی» قابل تبیین می‌باشد؟ این نوشتار با روش تحقیق کیفی و با نگرشی توصیفی و تحلیلی انجام گرفته است. اهمّ یافته‌های پژوهش و برآیند تحقیق این است که اصول ثابت قانون اساسی بر اساس تنقیح مناط اصولی، مبتنی بر منطق ثابت عقلانی و نیازهای ثابت انسانی می‌باشد. زیرا بر اساس نظریۀ «خطابات شفاهیّه» که برآمده از یک استنباط عقلی می‌باشد، مقنّن و شارع، قوانینی را وضع می‌کند که برای همه اعم از حاضرین در زمان وضع قانون و نسل های بعدی حجت می باشد. برهمین اساس فلسفه حجیّت قوانین ثابت برای حاضرین و آیندگان این است که قوانین ثابت براساس نیاز های ثابت انسان جعل شده است.
کلیدواژه‌ها