دانش آموخته حوزه علمیه قم و عضو هیئت علمی گروه جامعه شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
چکیده
در بسیاری از مطالعات فقهی، انسان غالباً بهصورت فردی و انتزاعی مورد توجه قرار گرفته و ابعاد اجتماعیِ وجود او کمتر در فرایند استنباط احکام و شکلدهی نظامهای اجتماعی لحاظ شده است. از این رو، مسئلهی اصلی این پژوهش آن است که: مفهوم «انسان اجتماعی» در اندیشه اجتماعی و جامعهشناسی بر چه معانی و دلالتهایی استوار است و این دلالتها چه نقشی در بازسازی فقه اجتماعی دارند؟ پژوهش حاضر با رویکرد دلالتپژوهی و روش تحلیلی ـ استنباطی، به واکاوی لایههای مختلف دلالت این مفهوم در متون اجتماعی و جامعهشناسی پرداخته است و سعی کرده است با استخراج الگوی انسان اجتماعی آن را بر انسانشناسی علم فقه تطبیق دهد. دادههای پژوهش از منابع جامعهشناختی گردآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که در نظام دلالی، «انسان اجتماعی» موجودی است که از حیث تکوین، برای اجتماعی زیستن و تعاون آفریده شده است. بر این اساس، فقه اجتماعی زمانی به جامعیت میرسد که مبنای انسانشناختی خود را از انسان فردی به انسان اجتماعی تغییر دهد و احکام، نهادها و روابط اجتماعی را بر پایهی این درک دلالی بازسازی کند. نتیجه آنکه «انسان اجتماعی» نهفقط موضوع فقه اجتماعی، بلکه بنیان معرفتی و فلسفی آن است.