استاد گروه حقوق و فقه اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
چکیده
در منطق قرآن حاکمیت تشریعی از آنِ خدای متعال است. اینکه پیامبر هم حق تشریع دارد یا نه؟ برخی از آیات و روایات نشانگر آن است که پیامبران، به ویژه رسول خدا (ص) در قلمروی محدود حق تشریع داشتهاند. اینکه آنان به عنوان رهبر جامعه در عرصه عمومی جامعه، و در امور متغیرّ، بر اساس مصالح عمومی حق قانونگذاری دارند، مورد اختلاف نیست. بحث و اختلاف در این است که بعد از پیامبر، حکومتهای دینی در امور ثابت و متغیر زندگی حق قانونگذاری دارند یا نه؟ پاسخ به این پرسش منوط به روشن شدن مسئلهای بنیادین است و آن اینکه آیا پس از خاتمیت پیامبر و ابلاغ شریعت اسلامی، موضوعاتِ فاقد حکم شرعی وجود دارد یا نه؟ بسیاری از دانشمندان اسلامی به اصل «ما من واقعه الا و لله فیه حکم» معتقدند، به این معنا که رویدادی که فاقد حکم الهی باشد، وجود ندارد؛ پس دلیلی برای حق قانونگذاری بعد از پیامبر وجود ندارد، چون حکم هر رویدادی را میتوان با مراجعه به قرآن و سنت نبوی به دست آورد. آنچه که امام معصوم یا جانشینان ایشان به عنوان حکم حکومتی صادر میکنند، در حقیقت قانونگذاری نیست، بلکه مقرّراتی در راستای اجرای احکام ثابت شرعی است. در مقابل، دیدگاه دیگری که اصل فوق را فاقد دلیل معتبر میداند، و باور دارد که رویدادهای فاقدِ حکم شرعی وجود دارد، برای حکومت دینی حق قانونگذاری قائل است. این مقاله عهدهدار تبیین این دیدگاه و اثبات حق قانونگذاری در امور عمومی جامعه برای حکومت دینی است.