2
دانش آموخته دکتری حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران
چکیده
نخستین مواجه با هر متنی، از جمله اسناد قانونی، مواجه با زبان آن متن است.زبان قانون اساسی نیز جایگاه ویژه ای در مقام فهم، تفسیر وحتی اجرای قانون اساسی دارد. این مسئله، در نظام های حقوقی که تفاسیر منشأگرا، بیشتر مورد توجه اند، اهمیت فزون تری می یابد؛ زیرا ناگزیریم که الفاظ و قواعد دستوری را با التفات بیشتری در تفاسیر، مد نظر قرار دهیم. پژوهش حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی در صدد پرداختن به ماهیت زبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و مؤلفه های سازنده آن است و به این پرسش پاسخ دهیم که ، ماهیت زبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران چیست و چه مؤلفه ها و کاربردهایی را در بر می گیرد؟ با بررسی های درون متنی و شواهد دیگر در محیط تصویب قانون اساسی، مشخص میگردد که زبان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، زبانی فقهی -حقوقی است و دربرگیرنده اصطلاحات، قواعد دستوری و در معنای موسعتر، قواعد تفسیر حقوقی می باشد. مخصوصا آنکه بدون شناخت «زبان فقهی» نمی توان فهم درستی از برخی از اصول قانون اساسی داشت و برخی از اشتباهات در فهم از مفاهیم، قواعد و نهادهای مقرر در این بالاترین سند حقوقی کشور به همین مساله بر میگردد.